تبليغاتX
.·´¯`·« عاشق ولی *** تنهای تنها »·´¯`·.

.·´¯`·« عاشق ولی *** تنهای تنها »·´¯`·.

.·´¯`· میشکنم شیشه ي عمره خودم رو *** تا نبینم یک بار دیگه تو رو ·´¯`·.

گاهی نوشتن چه دشوار است گفتن چه احمقانه ...

گاهی2 بال میخواهم برای پرواز و گاهی یک خط شعر...

گاهی یک عشق ساده گاهی قلبم دیوانه وار می تپد...

گاهی در انتظار نفسی نفسهایم به شماره می افتد...

گاهی من عاشق می شوم گاهی سنگ دل می شوم...

گاهی مریم وار پناهه امنی می شوم برای قلبی تنها...

گاهی دلم از عشق می گیرد گاهی در سرم سودایی است...

گاهی ابر باد غروب یا خورشید دریا نفسم رو بند می آورد...

گاهی نیمه روشن غروب قلبم را می گیرد و عاشق می شوم...

گاهی نسیمی از لابلای برگهای سبز دلم را می لرزاند...

گاهی اضطراب عجیبی مرا در بر می کشد ...

گاهی عشق را به آغوش می کشم...

گاهی سنگ دلان عشق را می کشم...

گاهی دنیا قفسی می شود و مرا بی رحمانه در خود حبس می کند...

گاهی من بی قرار میشوم گاهی خداگونه مغرورم....

گاهی به نرمی نهالی که با دست کودکی خم می شوم...

گاهی من فرشته می شوم گاهی شیطان...

گاهی بزرگ گاهی آنقدر کوچک که هیچ چشمی قادر دیدن من نیست...

گاهی همیشه منتظر همان لحظه ای هستم که تمام انتظارم پایان بخشد...

 

 

+نوشته شده در جمعه سی و یکم تیر 1384ساعت11:54 قبل از ظهرتوسط امید تنها | |