تبليغاتX
.·´¯`·« عاشق ولی *** تنهای تنها »·´¯`·.

.·´¯`·« عاشق ولی *** تنهای تنها »·´¯`·.

.·´¯`· میشکنم شیشه ي عمره خودم رو *** تا نبینم یک بار دیگه تو رو ·´¯`·.

 

 از کجا شروع کنم دلم خيلي گرفته خيلي خسته ام دلم ميخواد بشينم با يکي حرف بزنم بدونه اينکه بهم بگه تو ديوونه اي خوب گيرم يکي پيدا شد که من باهاش حرف بزنم آخه من بهش چي بگم من که سالها دردم را تو دلم ريختم به هيچکس نگفتم الان چه جوري ميتونم همش را براش بگم اصلاً ولش کن تا الان تحمل کردم از الان به بعد هم تحمل ميکنم ميريزم حرفم را تو دلم ولي به هيچکس نميگم .

                                  

+نوشته شده در چهارشنبه هفتم تیر 1385ساعت10:56 بعد از ظهرتوسط امید تنها | |

جشنواره جدید ترین فیلم های هالیوود

1.پت و مت با شرکت میرزا پور و رحمان رضایی

2.برادران افسانه ای با شرکت برانکو و چلنجر

3.تام و جری با هنر نمایی فیگو و کعبی

4.فیلم پر طرفدار حضرت نوح با شرکت علی دایی

 

ببخشید می دونم الان بد موقع هستش که مزاحمت شدم فقط خواستم بپرسم ایران که نفت صادر می کنه . بشکه ها شو پس می گیره یا نه ؟؟؟؟؟؟؟

 

 

اینم اگهی ترحیم اقای برانکو

 

 

منبع سایت ماهواره دات نت

 

+نوشته شده در سه شنبه ششم تیر 1385ساعت10:59 قبل از ظهرتوسط امید تنها | |

 

 

دانلود آهنگ

+نوشته شده در سه شنبه ششم تیر 1385ساعت10:53 قبل از ظهرتوسط امید تنها | |

اینم ۲ آهنگ از گروه ۰۰۹۸ (اشکین و رضا)

wWw.sOngBsOng.cOm

wWw.sOngBsOng.cOm

نرو هی-128Kbps

 نرو هی- 64Kbps

دو دره باز- 64Kbps

+نوشته شده در دوشنبه پنجم تیر 1385ساعت7:19 بعد از ظهرتوسط امید تنها | |

آلبوم جدید و زیبای ۴۰۰ باند به نام قصه عاشقی

نفرین نامه

سیگار

دختر

قصه عاشقی

ساعت

فال

اومرن

جهنم

+نوشته شده در دوشنبه پنجم تیر 1385ساعت7:15 بعد از ظهرتوسط امید تنها | |

+نوشته شده در دوشنبه پنجم تیر 1385ساعت7:6 بعد از ظهرتوسط امید تنها | |

محسن يگانه اين گونه سخن ميگويد: به نام او... من محسن يگانه هستم.متولد 23/2/؟؟13 هستم.كار موسيقي رو به صورت حرفه اي از سال 79 با نواختن گيتار شروع كردم.اما در همون ابتداي كار وقتي با سختي هاي اين كار روبرو شدم براي مدتي قصد داشتم به كلي موسيقي رو ادامه ندم. اما مايوس نشدم و از اون به بعد كار رو جدي دنبال كردم و خيلي زود تر از اون چيزي كه فكرشو مي كردم نواختن گيتار رو به صورت حرفه اي فرا گرفتم و 2 سال بعد كيبورد رو هم شروع كردم تا امروز كه قطعات گيتار آلبوم محسن چاوشي رو اجرا كردم.اما آهنگسازي رو كه به نظر خودم بهترين شاخه ي موسيقيه از 2 سال پيش به صورت جدي شروع كردم.تا امروز كه براي ديگر خواننده ها هم آهنگ مي سازم و شعر ميگم. از جمله محسن چاوشي (تراك آهاي خبر نداري) .حامد هاكان(چون آلبوم ايشون هنوز به بازار نيومده ترجيح ميدم نگم)و فرزاد باقري كه به زودي آلبومش به بازار مياد... اما طي اين دو سال حدود 30 تا شعر گفتم و حدود 40 آهنگ كه هر كدوم براي من تك تك ارزش چند بار گوش كردن رو داره ساختم. اما آشنايي من با محسن چاوشي منو به سطح كاري بالايي رسوند و از اون به بعد قدرت آهنگهام بيشتر و بيشتر شد كه جاداره از محسن تشكر كنم. آلبوم خودم حدودا 1 ماه ديگه به بازار مياد كه اسم اون در ابتدا رفيق نيمه راه (نفرين) بود اما به سال كبيسه تغيير نام داد. در اين آلبو م محسن چاوشي به همراه رضا فواديان كه خيلي به من در ظبط كار كمك كردن تنظيم آهنگهارو به عهده گرفتن. تمام آهنگها و شعر هاي اين آلبوم از كار هاي خودمه به جز تراك سال كبيسه كه آهنگساز اون محسن چاوشيه. در مورد خوندن هم بايد بگم توي آلبوم محسن چاوشي هم در تراك آهاي خبر نداري و كلاف و رميكسهم به صورت ميهمان خوندم. از اينكه محسن چاوشي و حامد هاكان هم لطف كردن و در كنار من توي اين آلبوم با صداي گرمشون خوندن و خيلي خوشحالم و ازشون تشكر ميكنم. همچنين از رضا فواديان كه كيبورد اين آلبوم رو زد و محمد رضا آتش افروزان كه در يكي از كار ها ويلن اجرا كرد كمال تشكر رو دارم .خودم هم در اين آلبوم قطعه هاي گيتار رو اجرا كردم. و در آخر چند بيت از شعر رفيق نيمه راه يا نفرين رو كه از شعراي خودمه براي بازديد كنندگان از سايتتون مينويسم.

 

نفرین

 خدا كنه كه حسرت خوشي به قلبت بمونه

 يه بي وفا مثل خودت ريشه هاتو بخشكونه

 يكي باشه كه هر نفس آتيش به جونت بزنه

 بهت خيانت بكنه زخم زبونت بزنه

 الهي اون هر كي كه هست پا روي قلبت بزاره

 هرچي كه بامن مي كنييه روزبه روزت بياره

 همين قد هم كه خواستمت از سرتم زياديه

 فكر نكني تو قلب من يه لحظه از تو ياديه

خيال نكن به يادتم بدون كه مردي تو دلم

 خودت مي دوني جاي عشق نفرتو كاشتي تو دلم

 آهاي رفيق نيمه راه هاي تو كه تنهايي ميري

 فقط يه نفرين مي كنم تو اوج غربت بميري

 برو برو

 

يكي بود يكي نبود زير گنبد كبود                    
يكي مثل من عاشق يكي مثل تو بود
 
اومد كه فرياد بزنه اما ديگه نايي نداشت 
خواست بمونه پيشش ولي تو قلب اون جايي نداشت
 
آي دختره آي بي وفا آي كه تو تنهام ميذاري
تو قاب عكست جاي من عكس كي رو ميخواي بذاري
برو برو كه مثل تو زياده تو دنيا واسم
برو برو كه تا ابد جايي نداري تو دلم
زدم به سيم آخر و گفتم ولش كن بيخيال 
اون واسه من يار نميشه بيخيال اين عشق محال
 
گفتم توي مرام ما منت كشي نيست با مرام
ميخواد بره خوب به درك همينه كه هست ختم كلام

+نوشته شده در دوشنبه پنجم تیر 1385ساعت12:25 بعد از ظهرتوسط امید تنها | |

اینهم ۷ موزیک جدید برای جام جهانی که برای حمایت تیم ملی اجرا شده :

+نوشته شده در دوشنبه پنجم تیر 1385ساعت11:50 قبل از ظهرتوسط امید تنها | |

 

آلبوم: بي سرزمين تر از باد

ترانه: عسل بانو

خواننده: سياوش قميشي

 

عسل بانو هنوزم پيشه مايي - اگرچه دست تو تو دست من نيست

هنوزم با توام تا آخرين شعر - نگو وقتي واسه عاشق شدن نيست

حالا هرجا كه هستي باورم كن - بدون با ياد تو تنها ترينم

هنوزم زير رگباره ترانه - كناره خاطرات تو مي شينم

عسل بانو عسل گيسو عسل چشم - منو ياد خودم بنداز دوباره

بذار از ابر سنگين نگاهم بازم بارونِ دلتنگي بباره

تو رفتي بي من اما من دوباره - دارم از تو براي تو مي خونم

سكوت لحظه هاي تلخ و بشكن - نذار اينجا تك و تنها بمونم

عسل بانو هنوزم پيشه مايي - اگرچه دست تو تو دست من نيست

هنوزم با توام تا آخرين شعر - نگو وقتي واسه عاشق شدن نيست

حالا هرجا كه هستي باورم كن - بدون با ياد تو تنها ترينم

هنوزم زير رگباره ترانه - كناره خاطرات تو مي شينم

عسل بانو عسل گيسو عسل چشم - منو ياد خودم بنداز دوباره

بذار از ابر سنگين نگاهم بازم بارونِ دلتنگي بباره

حالا هرجا كه هستي باورم كن - بدون با ياد تو تنها ترينم

هنوزم زير رگباره ترانه - كناره خاطرات تو مي شينم

تو رفتي بي من اما من دوباره - دارم از تو براي تو مي خونم

سكوت لحظه هاي تلخ و بشكن - نذار اينجا تك و تنها بمونم

نذار اينجا تك و تنها بمونم...

+نوشته شده در دوشنبه پنجم تیر 1385ساعت11:33 قبل از ظهرتوسط امید تنها | |



این روزها در بعضی از سایت ها خبر آمدن آلبوم جدید محسن یگانه بود (در صورتی که قرار نبود آلبومی از یگانه وارد نت شود) و امروز دیدیم که سایت
pmcmusic.blogfa یه تک آهنگ به نام سکوت قفل گذاشته و اسم خواننده رو محسن یگانه زده , در صورتی که اصلا این آهنگ متعلق به محسن یگانه نیست و از همه مهمتر صدای مورد نظر اصلا شبیه صدای محسن نبود......

ما بعد از این ماجرا تصمیم گرفتیم که با محسن عزیز تماسی داشته باشیم ولی نتونستیم محسن رو پیدا کنیم , و تصمیم گرفتیم با رهام بخشیان که از تمام کارهای محسن یگانه باخبر هستد تماسی داشته باشیم که ایشون ذکر کردند به همه عزیزان اینترنتی که آهنگ های محسن را از سایت ها دانلود می کردند خاطرنشان شویم که متاسفانه دیگر محسن یگانه آهنگ های جدید اینترتنی نمی دهد و اگر هم به هر دلایلی آهنگی از محسن پخش گردید مال سال های قبل می باشد و اصلا مربوط به کار جدید وی نمیباشد ....
همچنان برای کسانی که خواستند با آهنگ های از دیگران با شخصیت محسن بازی کنند احساس تاسف کردند.
ولی..... این افراد تا کی می خواهند به این بچه بازی های اینترنتی ادامه بدند و می خواهند با این کارشون چه چیزی رو به مردم ثابت کنند ؟
محسن عزیز از این به بعد کار های خویش رو با مجوز به بازار عرضه خواهد کرد و دوستداران موسیقی می توانند در آینده ای نزدیک آلبوم جدید محسن را از بازار خریداری کنند...
برای محسن یگانه عزیز آرزوی موفقیت از طرف طوفان صدا و تمام دوستداراش می کنیم....

منبع : طوفان صدا

+نوشته شده در یکشنبه چهارم تیر 1385ساعت11:52 بعد از ظهرتوسط امید تنها | |

تو را با اشک خون از دیده بیرون راندم آخر هم

که تا در جام قلب دیگری ریزی شراب آرزوها را

به زلف دیگری آویزی آن گلهای صحرا را

مگو با من، مگو دیگر، مگو از هستی و مستی

.........

من آن خود رو گیاه وحشی صحرای اندوهم

که گلهای نگاه او، خنده هایم رنگ غم دارد

مرا از سینه بیرون کن

ببر از خاطر آشفته نامم را

بزن بر سنگ جامم را

مرا بشکان، مرا بشکان

تو سر تا پا وفا بودی

تو بد درد آشنا بودی

ولی ای مهربان من

بگو آخر، که از اول کجا بودی؟

کنون کز من به جا مشت پری در آشیان مانده

و آهی زیر سقف آسمان مانده

بیا آتش بزن این آشیان، این بال و پرها را

رها کن این دل غمگین و تنها را

تو را راندم

که دست دیگری بنیان کند روزی بنای عشق و امیدت

شود امید جاویدت

تو را راندم

ولی هرگز مگو با من

که اصلا معنی عشق و محبت را نمی دانم

که در چشمان تو نقش غم و دردت نمی خوانم

تو را راندم

ولی آن لحظه گویی آسمان می مرد

جهان تاریک می شد، کهکشان می مرد

درون سینه ام دل ناله می زد

باز کن از پای زنجیرم

که بگریزم، به دامانش بیاویزم

به او با اشک خون گویم

مرو، مرو من بی تو می میرم

ولی من در میان های های گریه خندیدم

که تو هرگز ندانی

بی تو یک تک شاخه ی عریان پاییزم

دگر از غصه لبریزم

در این دنیا بمان بی من

برای دیگری سر کن نوای عشق و مستی را

بخوان در گوش جان دیگری آوای مستی را

تو ای تنها امیدم

بی من از آن کوچه ها بگزر

مرا یک دم به یاد آور

به یاد آور که می گفتم

بیا امید جان من

بیا تن را ز قید آرزوهایش جدا سازیم

بیا می عاد خود را بر جهان دیگر اندازیم

به یاد آور که اکنون بی تو خاموشم

ز خاطرها فراموشم

و یک تک لاله ی وحشی

بجای لاله بر گور دل من روشن است اکنون

 که من تنها رها گشتم

به دنیای دگر رفتم

+نوشته شده در یکشنبه چهارم تیر 1385ساعت3:32 بعد از ظهرتوسط امید تنها | |

همه ي هستي من آيه تاريكيست

كه ترا در خود تكرار كنان

به سحرگاه شكفتنها و رستنهاي ابدي

خواهد برد

من در اين آيه ترا آه كشيدم،آه

من در اين آيه ترا

به درخت و آب و آتش پيوند زدم...

من پري كوچك غمگيني را ميشناسم كه در اقيانوسي مسكن دارد

و دلش را در يك نيلبك چوبي مينوازد

آرام،آرام...

پري كوچك غمگيني كه شب از يك بوسه ميميرد وسحرگاه از يك بوسه به دنيا خواهد آمد

***

آن كلاغي كه پريد از فراز سر ما

و فرو رفت در انديشه ي آشفته ي ابري ولگرد

و صدايش همچون نيزه ي كوتاهي پهناي افق را پيمود

خبر ما را با خود خواهد برد به شهر

همه ميدانند

همه ميدانند

كه من و تو از آن روزنه ي سرد عبوس

باغ را ديديم

و از آن شاخه يبازيگر دور از دست

سيب را چيديم

 

همه مي ترسند

همه مي ترسند، اما من و تو

به چراغ آب و آينه پيوستيم

و نترسيديم

سخن از پيوند سست دو نام

و همآغوشي در اوراق كهنه ي يك دفتر نيست

سخن از گيسوي خوشبخت منست

با شقايق هاي سوخته ي بوسه ي تو

و صميميت تن هامان در طراري

و درخشيدن عريانيمان

مثل فلس ماهي ها در آب

سخن از زندگي نقره اي آوازيست

كه سحرگاهان فواره ي كوچك مي خواند

 

ما در آن جنگل سبز سيال

شبي از خرگوشان وحشي

و در آن درياي مضطرب خونسرد

از صدف هاي پر از مرواريد

و در آن كوه غريب فاتح

از عقابان جوان پرسيديم

كه چه بايد كرد

 

همه ميدانند

همه ميدانند

ما به خواب سرد و ساكت سيمرغان

ره يافته ايم

ما حقيقت را در باغچه پيدا كرديم

در نگاه شرم آگين گلي گمنام

و بقا را در يك لحظه ي نامحدود

كه دو خورشيد به هم خيره شدند

 

سخن از پچ پچ ترساني در ظلمت نيست

سخن از روز است و پنجره هاي باز

و هواي تازه

و اجاقي كه در آن اشياء بيهوده ميسوزند

و زميني كه ز كشتي ديگر بارور است

و تولد و تكامل و غرور

سخن از دستان عاشق ماست

كه پلي از پيغام عطر و نور و نسيم

بر فراز شب ها ساختند

به چمنزار بيا به چمنزار بزرگ

و صدايم كن از پشت نفسهاي گل ابريشم

همچنان آهو كه جفتش را

 

پرده ها از بغضي پنهاني سرشارند

و كبوتر هاي معصوم

از بلندي هاي برج سپيد خود

به زمين مي نگرند

***

...آه،اگر راهي به درياييم بود

از فرورفتن چه پروائيم بود

گر به مردابي ز جريان ماند آب

از سكون خويش نقصان يابد آب

جانش اقليم تباهي ها شود

ژرفايش گور ماهي ها شود

 

آهوان،اي آهوان دشت ها

گاه هگر در معبر گلگشت ها

جويباري يافتيد آواز خوان

رو به استغناي درياها روان

جاري از ابريشم جريان خويش

خفته بر گردونه ي طغيان خويش

يال اسب باد در چنگال او

روح سرخ ماه در دنبال او

ران سبز ساقه ها را مي گشود

عطر بكر بوته ها را مي ربود

بر فرازش در نگاه هر حباب

انعكاس بي دريغ آفتاب

خواب آن بي خواب را ياد آوريد

مرگ در مرداب را ياد آوريد

***

بيش از اين ها،آه،آري

بيش از اينها،مي توان خاموش ماند

 

مي توان ساعات طولاني

با نگاهي چون نگاه مردگان ثابت

خيره شد در دود يك سيگار

خيره شد در شكل يك فنجان

در گلي بيرنگ، بر قالي

در خطي موهوم، بر ديوار

مي توان با پنجه هاي خشك

پرده را يك سو كشيد و ديد

در ميان كوچه باران تند مي بارد

كودكي با بادبادك هاي رنگينش

ايستاده زير يك طاقي

گاري فرسوده اي ميدان خالي را

با شتابي پر هياهوترك ميگويد

مي توان بر جاي باقي ماند

در كنار پرده،اما كور،اما كر

 

مي توان فرياد زد

با صدائي سخت كاذب،سخت بيگانه

ًًٌٍ«دوست مي دارم»

مي توان در بازوان چيره ي يك مرد

ماده اي زيبا و سالم بود

 

مي توان با زيركي تحقير كرد

هر معمّاي شگفتي را

مي توان تنها به حل جدولي پرداخت

مي توان تنها به كشف پاسخي بيهوده دل خوش ساخت

پاسخي بيهوده،آري پنج يا شش حرف

 

مي توان يك عمر زانو زد

با سري افكنده در پاي ضريحي سرد

مي توان در گور مجهولي خدا را ديد

مي توان با سكه اي ناچيز ايمان يافت

مي توان در حجره هاي مسجدي پوسيد

چون زيارتنامه خواني پير

مي توان چون صفر در تفريق و جمع و ضرب

حاصلي پيوسته يكسان داشت

مي توان چشم تو را در پيله ي قهرش

دكمه ي بيرنگ كفش كهنه اي پنداشت

مي توان چون آب در گودال خود خشكيد

 

مي توان زيبايي يك لحظه را با شرم

مثل يك عكس سياه مضحك فوري

در ته صندوق مخفي كرد

 

مي توان در قاب خالي مانده ي يك روز

نقش يك محكوم،يا مغلوب،يا مصلوب را آويخت

مي توان با صورتكها رخنه ي ديوار را پوشاند

مي توان با نقشهايي پوچ تر آميخت

 

مي توان همچون عروسك هاي كوكي بود

با دو چشم شيشه اي دنياي خود را ديد

مي توان در جعبه اي ماهوت

با تني انباشته از كاه

سالها در لابلاي تور و پولك خفت

مي توان با هر فشار هرزه ي دستي

بي سبب فرياد كرد و گفت

«آه،من بسيار خوشبختم»

***

نگاه كن غم درون ديده ام

چگونه قطره قطره آب ميشود

چگونه سايه ي سياه سركشم

اسير دست آفتاب ميشود

نگاه كن

تمام هستيم خراب مي شود

شراره اي مرا به كام مي كشد

مرا به اوج مي برد

مرا به دام مي كشد

نگاه كن

تمام آسمان من

پر از شهاب مي شود

تو آمدي ز دورها و دورها

ز سرزمين عطرها و نورها

نشانده اي مرا كنون به زورقي

ز عاج ها،ز ابرها،بلورها

مرا ببر اميد دلنواز من

ببر به شهر شعرها و شورها

به راه پر ستاره مي كشانيم

نگاه كن

من از ستاره سوختم

لبالب از ستاره تب شدم

چو ماهيان سرخ رنگ ساده دل

ستاره چين بركه هاي شب شدم

چه دور بود پيش از اين زمين ما

به اين كبود غرفه هاي آسمان

كنون به گوش من دوباره مي رسد

صداي تو

صداي بال برفي فرشتگان

نگاه كن كه من كجا رسيده ام

به كهكشان،به بي كران،به جاودان

كنون كه آمديم تا به اوج ها

مرا بشوي با شراب موج ها

مرا بپيچ در حرير بوسه ات

مرا بخواه در شبان ديرپا

مرا دگر رها مكن

مرا از اين ستاره ها جدا مكن

نگاه كن كه موم شب به راه ما

چگونه قطره قطره آب مي شود

صراحي سياه ديدگان من

به لاي لاي گرم تو

لبالب از شراب خواب مي شود

به روي گهواره هاي شعر من

نگاه كن

تو مي دمي و آفتاب ميشود

***

هرگز آرزو نكرده ام

يك ستاره در سراب آسمان شوم

يا چون روح برگزيدگان

همنشين خامش فرشتگان شوم

هرگز از زمين جدا نبود ام

با ستاره آشنا نبوده ام

روي خاك ايستادم ام

با تنم كه مثل ساقه ي گياه

باد و آفتاب و اب را

مي مكد كه زندگي كند

بارور ز ميل

بارور ز درد

روي خاك ايستاده ام

تاستاره ها ستايشم كنند

تا نسيم ها نوازشم كنند

از دريچه ام نگاه ميكنم

جز طنين يك ترانه نيستم

جاودانه نيستم

جز طنين يك ترانه جستجو نميكنم

در فغان لذتي كه پاكتر

از سكوت ساده ي غميست

آشيانه جستجو نميكنم

در تني كه شبنمست

روي زنبق تنم

بر جدار كلبه ام كه زندگيست

با خط سياه عشق

يادگارها كشيده اند

مردمان رهگذر:

قلب تير خورده

شمع واژگون

نقطه هاي ساكت پريده رنگ

بر حروف در هم جنون

هر لبي كه به لبم رسيد

يك ستاره نطفه بست

در شبم كه مي نشست

روي رود يادگارها

پس چرا ستاره آرزو كنم؟

اين ترانه منست

-دلپذير دلنشين

پيش از اين نبوده بيش از اين

***

چون سنگ ها صداي مرا گوش مي كني

سنگي و ناشنيده فراموش مي كني

رگبار نو بهاري و خواب دريچه را

از ضربه هاي وسوسه مغشوشمي كني

دست مرا كه ساقه ي سبز نوازش است

با برگ هاي مرده هم آغوش مي كني

گمراه تر ز روح شرابي و ديده را

در شعله مي نشاني و مد هوش مي كني

اي ماهي طلائي مرداب خون من

خوش باد مستيت ،كه مرا نوش مي كني

تو دره ي بنفش غروبي كه روز را

بر سينه مي فشاري و خاموش مي كني

در سايه ها،فروغ تو بنشست و رنگ باخت

او را به سايه از چه سيه پوش مي كني؟

+نوشته شده در یکشنبه چهارم تیر 1385ساعت3:28 بعد از ظهرتوسط امید تنها | |

 "فرزاد فرزین" - ( تعقیب )                                       " فرخ " - ( پاییز )www.ahanghaa.com 
فرزاد فرزین تابستان امسال با آلبوم جدید خودش با نام تعقیب به بازار موسیقی باز خواهد گشت. این آلبوم که از شرکت نوای رامشه منتشر خواهد شد مورد حمایت بسیار زیاد از طرف شبکه های تلویزیونی قرار گرفته است. این در حالیست که فرزاد در چند ماه گذشته بیشتر به حاشیه ها پرداخته و با مصاحبه های مختلف بر علیه خوانندگان بدون مجوز داخلی٬ و زیر سوال بردن آنها٬ نشان داده که چقدر از موفقیت آنها ناراحت است ! گفتنی است فرزاد فرزین تا به حال در کلیپ های خود موفقیت چشمگیری نداشته است. از سوی دیگر ٬ فرخ٬ یکی از محبوب ترین های موسیقی کشور تا پایان تابستان امسال با آلبوم جدیدش با نام پاییز ٬ بار دیگر قصد عرض اندام دارد. گفتنی است ترانه های این آلبوم تماما متعلق به ایمان سبحانی بوده٬ و آهنگسازی تمامی کارها بر عهده خود فرخ خواهد بود. جالب اینجاست که وی دیگر قصد ندارد هیچ یک از ترانه های آلبومش را با همراهی دیگران اجرا کند. با آرزوی موفقیت برای هر دوی آنها.

+نوشته شده در یکشنبه چهارم تیر 1385ساعت3:8 بعد از ظهرتوسط امید تنها | |