تبليغاتX
.·´¯`·« عاشق ولی *** تنهای تنها »·´¯`·.

.·´¯`·« عاشق ولی *** تنهای تنها »·´¯`·.

.·´¯`· میشکنم شیشه ي عمره خودم رو *** تا نبینم یک بار دیگه تو رو ·´¯`·.

 

حسرت

 

پشت سرت نگاه کن...

 

اون که داره رفتنت رو می بینه...

 

منم*************من

 

وقتی می ری پشت سرت نگاه کن...

 

اشکایی که می ریزه اشک من...

 

اونی که عاشق تنهاست منم...

 

با دلت سوخته ساختس منم...

 

این منم حسرت نشین لحظه ها...

 

حسرت نشین کوچه و خیابونا...

 

از دوری نگاهت می سازم از تو قصه...

 

قصه ای از جنس بارون اشک قلبای خسته...

 

کاش می دیدی اشکام از چی داره بهونه...

 

حسرت روزای رفته دلم بدجور گرفته...

 

قناری مونده زیر بارون عاشق شبای بارون...

 

 

 

بی خیال

 

بابا بی خیال دیگه ناز کردنم حدی داره...

 

من که رفتم تازه بعد از من می فهمی کی دوست داره...

 

رو تو کم دیگه تحفه هم که نیستی به خدا...

 

تموم کن افه ها تو بس کن این همه ادا...

 

مگه ما چی کم گذاشتیم از مرام معرفت...

 

که تو این جور با من بد تا می کنی ای بی معرفت...

 

راستش رو بخوای دیگه خسته شدم رک بگم بهت...

 

به دلم نشته بودی گندیدی بریدمت...

 

به خدا عشقی که ذلت بیاره کشک عزیز...

 

جون هرچی امید دیگه آبرو نریز...

 

گفته بودم نفسی برام میرم تا آخرش...

 

نفسی که حرمتم رو بگیره می برمش...

 

دیگه اون دنیای پر رنگو چل چراغت نمی خوام...

 

واسه رو کم کنیتم شده سراغت نمیام...

 

قاطی کردم بد رقم می خوام که قید تو بزنم...

 

می خوام این دندون آریه رو از ته بکنم...

 

عشقی که من پی اون هستم بی شیله پیله صادق...

 

همه مردم می دونند که امید اند عاشق...

 

 

+نوشته شده در جمعه ششم مرداد 1385ساعت1:35 بعد از ظهرتوسط امید تنها | |


 

تو صحنه ی غریب زندگی...

همه مون در نقش یک بازیگریم...

با همیم تو بازی های روزگار...

از درون هم ولی بی خبریم...

همه مون پشت نقاب صورتک...

همیشه از صبح تا شب قائم میشیم...

واسه پنهون کردن گریه هامون...

روی قلب و روحمون خط می کشیم...

توی پشت صحنه ی دنیای ما ...

خوبی و بدی می مونه یادگار...

زندگی برای ما یک خاطرست...

از تمام قصه های روزگار...

بهتر به قلبامون دروغ نگیم...

زندگی هر طور که باشه می گذره...

من تو مسافریم تو این روزا...

مثل خورشید تو نگاه پنجره...

ولی باز از روزگار دلت گرفت...

لحظه ها ثانیه ها ابری شدن...

بیا با من******** بیا با من

همه مون پشت نقاب صورتک...

همیشه از صبح تا شب قائم میشیم...

واسه پنهون کردن گریه هامون...

روی قلب و روحمون خط می کشیم...

 

+نوشته شده در سه شنبه سوم مرداد 1385ساعت10:47 بعد از ظهرتوسط امید تنها | |

 
چگونه بي تو سر كنم


چگونه بي تو سر كنم

چگونه شب سحر كنم

بدون تو چه آسمان حرام گشته بر دلم

بدون تو چه آسمان خراب گشته بر سرم

بدون تو يه ماهي بدون تنگ

بدون تو سكوت مرده اي خموش

بدون تو ستاره اي بي فروغ

بدون تو پرنده اي شكسته بال

بدون تو شبم - شبي كه ندارد او سحر

بدون تو غروب غم گرفته ام

بدون تو يه ابر تكه پاره ام

بدون تو...

نمي كنم بدون تو زندگي

بدون هيچ معطلي

+نوشته شده در دوشنبه دوم مرداد 1385ساعت11:36 بعد از ظهرتوسط امید تنها | |