تبليغاتX
.·´¯`·« عاشق ولی *** تنهای تنها »·´¯`·.

.·´¯`·« عاشق ولی *** تنهای تنها »·´¯`·.

.·´¯`· میشکنم شیشه ي عمره خودم رو *** تا نبینم یک بار دیگه تو رو ·´¯`·.

 

    ((*الان با خودتون میگید بعز از قرنی درباره ی سوسک آپ کرده*))

                              ببخیشد دیگه

 

امشب دل سوسك گرفته

سوسك داره غصه مي خوره چون هميشه وقتي كه نياز به يه همدم داره

ميفهمه كه كسي رو نداره

امشب سوسك به يه نفر نياز داشت تا روي شونهاش گريه كنه

امشب سوسك به يه نفر نياز داشت تا توي كنارش درد دل كنه

كسي كه تو غصه هاش شريك بشه

اما....................

كسي نبود

سوسك با خودش فكر ميكنه كه چراكسي نيست ؟؟؟؟؟


چرا كسي نيست تا از غصه هاي سوسك كم كنه؟؟؟؟؟

چرا وقتي سوسك شاده همه كنارشن ؟؟؟

چرا وقتي كه سوسك خوشحاله همه باهاشن؟؟

اما چرا الان كسي كناره سوسك نيست؟؟

سوسك بازم با همدم هميشگيش حرف ميزنه كسي كه تمام درد دل هاي

 سوسك رو ميدونه

كسي كه تو غصه هاي سوسك شريكه

اين شريك غصه يا همدم تنهايي كسي نيست جز ديوار اتاق سوسك

بازم سوسك با ديوار اتاقش حرف زد

ديوار اتاق هم مثه هميشه حرفهاي سوسك رو گوش كرد اما چيزي به

سوسك نگفت

سالهاست كه سوسك با ديوار حرف ميزنه اما ديوار هنوز چيزي

نگفته ...........

سوسك هنوز منتظر تا ديوار چيزي بگه اما......................

اي كاش ديوار حرف ميزد....................................................................

 


 

+نوشته شده در سه شنبه پنجم دی 1385ساعت10:10 بعد از ظهرتوسط امید تنها | |